تبليغاتX
گفته‌ها - نشانی

گفته‌ها

و سروده‌های آرش افشار

برای محمد صالح علا
و شب و روزهای «نشانی»

دوس دارم اون دستی رو که شب به شب
مثل نسیم از رو گُلا می‌گذره
دستی که فواره رو وامی‌کنه
ماهیا رو تا خود ِ ماه می‌بره

صدای پاهای تو رو دوس دارم
قدم‌قدم، مثل ِ نم‌نم بارون
رد می‌شی از کنار ِ شمعدونیا
می‌باری رو تک‌تکِ گلدونامون

درختامون اسم تو رو می‌دونن
کفترا شعرای تو رو ازبَرَن
شب‌پره‌ها که عاشق ِ چراغن
بوی تو رو تا تهِ شب می‌برن

وقتی قدم به‌ خونه‌مون می‌ذاری
بهونه‌ی خوشی فراوون می‌شه
مثل نسیمی، توی صبح صادق
با تو نفس‌کشیدن آسون می‌شه

با تو می‌شه برهنه شد تو بارون
با تو می‌شه قصه رو از سر نوشت
مثل همین لحظه که خط می‌کشی
رو خطای دربه‌در ِ سرنوشت

یه چاقوی نقره‌ای در می‌آری
که سیب تنهایی رو قسمت کنی
قناری رو دسته‌ی اون می‌شینه
وقتشه که بهارو دعوت کنی

صندلی چوبی‌تو ورمی‌داری
کنار تنهایی من می‌شینی
برای امشبم فقط همین بس
که خواب می‌بینم منو خواب می‌بینی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/25ساعت 11:17  توسط آرش افشار  |