تبليغاتX
گفته‌ها - دلم خوش نیست!

گفته‌ها

و سروده‌های آرش افشار

دلم خوش نیست. نه این‌که دلخوشکنک کم باشد، هست؛ اما نه برای دل من و نه به‌قدر آن. شاید اگر بگویم یکی از سخت‌ترین وقت‌هاست، فکر کنی که غلو می‌کنم. اما اغراقی در کار نیست. پردغدغه‌گی و دشواری این‌روزها (که معمول پیش‌تولید هر کار بزرگ و سنگینی است) با ناهمواری‌ها و پیچیدگی‌های غریبی همراه شده. از همین روست که پایم روی زمین است و ذهنم گیج هوا! به وقت سختی، حضور رفیقی و همدمی غنیمت است که درمانی اگر نیست، تسلایی هست.* میثم با بودنش و حال ویژه‌ای که داد و ماریه که پای ثابت بدحالی‌ها و بی‌قراری‌های من است، دیروز هم بودند و از بار این گیجی و گنگی کم کردند. (در حد همین گفته که می‌توانم سپاسگزار باشم!)
دلم از همیشه بیش‌تر گریز می‌خواهد، بیش‌ از هر زمان رفتن و دور شدن... دلم خوش نیست!

*و امیدی خود به رهاییم ار نیست/ دستی هست که اشک از چشمانم می‌سترد/ و نویدی خود اگر نیست/ تسلایی هست   احمد شاملو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/21ساعت 3:39  توسط آرش افشار  |